محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6231

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« مىبينمت كه از فراق ناله مىكنى « امام را ببردند و خلع كردند . « آفاق به خوشى از او خندان بود « و هر كه بهار مىجست او بهارش بود . « حادثات و اتفاقات روزگار را با شگفتى مبين « كه روزگار جمعها را پراكنده مىكند . « جامه خلافت پوشيد و محبوب كسان شد « و كارهاى همه مسلمانان را فيصل مىداد . « تغييرات زمانه بر ضد وى نبرد آورد « در صورتى كه از نبرد دورى مىگرفت . « تركان بر او ستم آوردند و عصيان كردند « و چنان شد كه كس از وى بيم نداشت . « به آنها تاخت و آنها نيز بر او تاختند « و بدست دليران سرها برگرفته شد . « تقدير وى را از مرتبتهاى و الا بر كنار كرد « و مقيم واسط شد كه امكان بازگشت ندارد « با وى نامردى كردند ، با وى مكارى كردند ، با وى خيانت كردند « كه به بستر پناه برد و هم آهنگ خفتن شد . « بغداد را از اطراف در ميان گرفتند « و آنچه را از پيش ، دور از دسترس بود « به زبونى كشانيدند . « اگر او به خويشتن به پيكار پرداخته بود « و براى مقابلهء آنها زره پوشيده بود